بابا:پدربزرگ
بابا پیاره:ناپدری
باخ:باغ
باخه وان:باغبان
بان:بام
بانگ:اذان
بانجان:گوجه فرنگی
باوه شين،باوه شان:بادبزن
بایقوش،که لکه له وان:جغد
به ران،سابرین:گوسفند نر
به ره لا:رها،آزاد
به رده ی:بردن
به رز:بلند
به رشیه ی:دررفتن،فرارکردن
به زه يي:ترحم
به ژن،بالا:اندام
به ش:سهم
به ق:کبک نر
به لوو:بلوط
به ی:درخت به
به ينه ت:عهد
برمانه،بنمانه:نشان بده،نمایان کن
برو،پیله:ابرو
بروقیایوه:درخشیدن
بریه ی:بریدن
بلچی:درخت زالزالک
بلوق:آبسه
بلیسه،گر،شوله:شعله
بنه ره ت=ره سه ن
بنه رو:بامداد،اول روز
بنچينه:اساس
بوختاني:بهتان زدن
بول:خاکستر
بیه ی:بودن،شدن(مثال/گه وره بیه ی:بزرگ شدن)
بي به ر،ده ر نه وارده:بدرد نخور،بي ثمر
بيجگه،جگه:جز،بجز
بیزیای:تنفر
با زه=بذار
بل مه =برویم
به زیای: شکست خوردن
به زنای : شکست دادن
به رشو : فراركنه
به رئاما : درامد
بی سه روشون : بی نشانی – بی خبر
بده رپيم : بهم بده
بيناوی : بينايی
به ىته ور: به اين صورت
به رشی : فراركرد
به ربشه : فراركن
به رشيا : فراركردم
به رمشو : فرارمی كنم
عــدنـان آشنــا | موضوع: | لينک ثابت |

