تبليغاتX
فـرهنــگ لغــت هــورامــي

ب

بابا:پدربزرگ

بابا پیاره:ناپدری

باخ:باغ

باخه وان:باغبان

بان:بام

بانگ:اذان

بانجان:گوجه فرنگی

باوه شين،باوه شان:بادبزن

بایقوش،که لکه له وان:جغد

به ران،سابرین:گوسفند نر

به ره لا:رها،آزاد

به رده ی:بردن

به رز:بلند

به رشیه ی:دررفتن،فرارکردن

به زه يي:ترحم

به ژن،بالا:اندام

به ش:سهم

به ق:کبک نر

به لوو:بلوط

به ی:درخت به

به ينه ت:عهد

برمانه،بنمانه:نشان بده،نمایان کن

برو،پیله:ابرو

بروقیایوه:درخشیدن

بریه ی:بریدن

بلچی:درخت زالزالک

بلوق:آبسه

بلیسه،گر،شوله:شعله

بنه ره ت=ره سه ن

بنه رو:بامداد،اول روز

بنچينه:اساس

بوختاني:بهتان زدن

بول:خاکستر

بیه ی:بودن،شدن(مثال/گه وره بیه ی:بزرگ شدن)

بي به ر،ده ر نه وارده:بدرد نخور،بي ثمر

بيجگه،جگه:جز،بجز

بیزیای:تنفر

با زه=بذار
بل مه =برویم

به زیای: شکست خوردن
به زنای : شکست دادن

به رشو : فراركنه
به رئاما : درامد
بی سه روشون : بی نشانی – بی خبر
بده رپيم : بهم بده
بيناوی : بينايی
به ىته ور: به اين صورت
به رشی : فراركرد
به ربشه : فراركن
به رشيا : فراركردم
به رمشو : فرارمی كنم

 عــدنـان آشنــا | موضوع: | لينک ثابت |

© This Template Designed By Soltanbanoo